صفحه اول
ارتباط با من
بايگاني مطالب وبلاگ
افزودن به علاقمنديها
بلاگفا.كام
ليــنـك RSS
همــراز؛ طـراح قـالـب
قـالبهاي رايـگان و زيـبا خیلی وقت بود که ندیده بودمش.
..
وقتی بعد از
مدت ها دیدیمش خیلی جا خوردم... ![]()
![]()
بازم هول شدم...دست و پامو گم کردم.
.
برق چشاش تنمو می لرزونه.. وقتی میبینمش
بی اختیار بدنم میلرزه...
هول میشم میخوام![]()
داد برنم .... جیغ بکشم ... گریه کنم ![]()
نمیدونم فقط منم که طاقت نگاهشو ندارم یا همه
این طورین؟؟مدتی خیره به هم نگاه کردیم..
هر کدوم منتظر حرکتی از جانب دیگری بودیم
تا عکس العملی نشون بدیم.
...اون لحظه مثل یک
قرن بود .
..برام ثانیه ها از حرکت ایستاده بودن ...
یه دفعه بی اختیار فریاد کشیدم........![]()